جامعه و فرهنگ

حجاب و مهاجرت؛ چرا جامعه ایرانی طراوت ندارد؟


وقتی سال گذشته را درباره جامعه ایران مرور می‌کنیم یکسری اسامی، مفاهیم، نگرانی‌ها، و پدیده‌ها دائم تکرار می‌شود، مثلاً سال گذشته ایده مهاجرت خیلی مطرح شد، یا یکی دو سالی هست که زن و همه مسائل وابسته به آن پررنگ‌تر از گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد، مثلاً همین مسئله حجاب را در نظر بگیریم، مسئله‌ای که هنوز هم ادامه دارد. مسئله اشتغال و امید به آینده هم جزو همین تکرار‌ها هست، برای همین یک پژوهشگر مسائل اجتماعی می‌گوید: «مهمترین دغدغه افراد ایرانی احساس امنیت است.»

به گزارش خبرآنلاین، اردشیر گراوند بیان می‌کند: «رکورد عجیب اقتصادی اجتماعی و فرهنگی است که در جامعه ایرانی حاکم شده است، رکودی که سبب شده جامعه طراوت نداشته باشد. چیزی که امروز در جامعه ایرانی وجود دارد تسلط بیش از حد سیستم دولتی بر تمام وجوه زندگی مردم است. نهاد‌های دولتی امکان هرگونه تحرکی را از ملت ایران گرفته‌اند.»

مسئله حجاب و مهاجرت از جمله مسائلی است که در گفتگو با اردشیر گراوند به آن پرداخته شده است. شما می‌توانید متن کامل گفتگو را در ادامه بخوانید.

مهمترین نگرانی ایرانی‌ها در سال گذشته (۱۴۰۲) چه بود؟

ما در این باره با فرد، خانواده و جامعه مواجه هستیم، مهمترین دغدغه افراد ایرانی احساس امنیت در ایران است.

منظورتان از امنیت چیست؟

امنیت عمومی، یعنی از امنیت شغل گرفته تا درآمد، امنیت انتظامی گرفته تا قضایی. در سطح خانواده مهمترین دغدغه خانواده‌های ایرانی هزینه و درآمد خانواده است که متاسفانه تنظیم نیست، مسئله مهم دیگر در خانوار ایرانی مسئله از دست دادن یک عضو خانواده است، یعنی مهاجرت‌های داخلی و خارجی سبب شده عموم خانوار‌های ایرانی یک عضو خانواده خود را از دست بدهند و از آن دور شوند. یک مسئله مهم در خانواده ایرانی ضعف در اشتغال است، در حقیقت ۳۰ درصد خانوار‌های ایرانی هیچ شاغلی ندارند و حداقل ۲۵ درصد خانوار‌های ایرانی مستاجر هستند. نکته جدی‌تر خانوار ایرانی این است که امکان باروری را از دست داده است، طوری‌که دغدغه والدین این شده که فرزندان‌شان نمی‌خواهند بچه‌دار شوند. مهم‌ترین دغدغه خانواده‌هایی که بچه دارند هم نگهداری از فرزندشان است.

درباره جامعه چه‌طور، مهمترین دغدغه از نگاه شما چیست؟

رکورد عجیب اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که در جامعه ایرانی حاکم شده است، رکودی که سبب شده جامعه طراوت نداشته باشد. چیزی که امروز در جامعه ایرانی وجود دارد تسلط بیش از حد سیستم دولتی بر تمام وجوه زندگی مردم است. نهاد‌های دولتی امکان هرگونه تحرکی را از ملت ایران گرفته‌اند. الان یک جوان بخواهد تولید محتوا کند، آنقدر دولت همه‌جا هست که جوان از خیر تولید محتوا می‌گذرد. نکته جدی‌تر در جامعه ایرانی فساد عمومی است که در همه جا شکل گرفته است، این فساد به‌دلیل همان مانع بودن دولت در زندگی مردم است، هرجایی مانع بزرگ‌تر شود شما هیچ راهی جز رشوه و فساد ندارید.

نکته مهم درباره جامعه ایرانی بی‌تکلیفی این جامعه درباره آینده است که هیچ چشم اندازی ندارد. جامعه ایرانی امروز مقهور یک جناح بندی‌های سیاسی شده که خود این دو جناح سیاسی سبب گرفتاری فعلی ایران شده‌اند و مردم هم توان جایگزینی این‌ها را پیدا نکرده‌اند برای همین هم احساس بی‌قدرتی می‌کنند، جامعه‌ای که احساس بی‌قدرتی کند امکان هرگونه توسعه‌ای را از دست می‌دهد.

تاثیر اتفاقات سال قبل بر این مواردی که شما نام بردید چقدر است؟

اتفاقات سال ۱۴۰۱ یک بخشی از عواطف، احساسات و امید ملت را هدف قرار داد، ولی اساساً مسائل ما خیلی بنیادی‌تر از اتفاقات سال گذشته است، ماجرای مهسا امینی محصول مشکلاتی بود که از قبل در کشور وجو داشت، اما به هر صورت آن اتفاقات یک‌جور دلزدگی و ناراحتی در کشور حاکم کرده است.

پیش‌بینی شما از جامعه ایرانی در همین مواردی که نام بردید برای امسال (۱۴۰۳) چیست؟

درباره دو مورد در آینده می‌شود صحبت کرد، یکی درباره زندگی عمومی مردم است، از آن‌جایی که در کشور ما حدود ۲۰ میلیون خانوار ایرانی به زراعت و دامداری ربط دارند، با بارش باران درآمد‌ها افزایش پیدا می‌کند و در جامعه تزریق می‌شود، بنابراین اگر سال آینده باران مناسب ببارد و کشاورزی دامداری تامین شود تا هزینه درآمد خانوار مناسب شود، احتمال بروز خشونت در سال آینده را کاهشی می‌دانم و حتی ممکن است هیچ خشونتی بروز نکند. اگر باران نبارد و همچنان هزینه درآمد خانوار‌ها با مشکل همراه باشد مردم پتانسیل خشونت را خواهند داشت در چنین وضعیتی اگر دولت اقداماتی مانند افزایش بهای بنزین داشته باشد حتما بروز خشونت در کشور وضعیت جدی پیدا می‌کند. مردم از منظر مالی در دو نقطه سال تخلیه می‌شوند، یکی پایان فروردین و دیگر پایان مهر هر سال. در اردیبهشت ماه جیب‌ها خالی است و هر حرکت اشتباهی از دولت می‌تواند سبب‌ساز بروز خشونت شود.

از سال ۱۴۰۱ زنان نقش محوری در جامعه پیدا کردند، وضعیت حوزه زنان را در یک سال گذشته چه‌طور ارزیابی می‌کنید و در آینده آن را چه‌طور می‌بینید؟

هر جامعه‌ای که زن و معلم در آن عزیز شوند جایگاه بلندی دارد، جامعه‌ای که در آن به زن بی‌توجهی شود وضعیت ضعیفی پیدا می‌کند. ما در جامعه زنان باسواد داریم، امروز نرخ زنان باسواد در گروه سنی جوان به ۹۵ درصد رسیده و نرخ زنان تحصیل کرده به بالای ۵۰ درصد رسیده است، اما نرخ بیکاری همین زنان تحصیل کرده ۷۰ درصد است، بنابراین طبیعی است که زنان پتانسیل خشونت داشته باشند و البته به شدت هم در جامعه تاثیرگذار هستند. خیر جامعه در این است که زندگی زنان را توسعه بدهیم که بتوانند با توجه به توانایی‌های‌شان به جایگاه واقعی برسند، شر برای جامعه این است که آن‌ها را در همین وضعیت نگه داریم.

به‌نظرتان با وضعیتی که مدیریت کشور دارد، تصمیمات به‌سمت خیر جامعه و توجه به زنان سوق پیدا می‌کند؟

به نظرم خیر، اصلاً برنامه‌ای برای آن وجود ندارد.

بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱ مسئله حجاب خیلی در جامعه ظهور و بروز پیدا کرد، به‌نظرتان مسئله حجاب در جامعه ایرانی در نهایت چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟

حجاب در جامعه امروز ایران تبدیل به یک امر اقناعی شده است، مادامی که زنان ایران با این ویژگی باسوادی و تحصیل‌کردگی درباره حجاب اقناع نشوند امکان اعمال آن وجود ندارد.

حتی با فرض قانون گذاری درباره حجاب و اعمال جریمه؟

مگر دراین‌باره قبل‌تر هم به اشکال مختلف اعمال قانون نکردند؟ اما شاهدیم که از سال‌های ۱۳۶۵ به بعد حجاب کمرنگ‌تر می‌شود.

در یک سال گذشته ما خیلی درباره مهاجرت شنیدیم، مخصوصاً درباره مهاجرت نخبگان، به‌نظرتان روند این مهاجرت‌ها برای امسال و آینده چگونه است؟

مهاجرت و باروری چسبندگی دارند، یعنی اگر یک نفر مهاجرت کند نفر بعدی را با خودش می‌برد، به نظرم مهاجرت به‌بیرون از ایران همچنان ادامه دارد و ممکن است شکل جدی‌تر پیدا کند یعنی مثلاً مانند افغانستانی‌ها توده‌ای مهاجرت کنیم.

دلیل اصلی این مهاجرت‌ها چیست؟

مردم در ابعاد مختلف احساس ناامنی عمومی می‌کنند، بنابراین فرزندان‌شان را به خارج از کشور می‌فرستند.

دلیلی اصلی افزایش مهاجرت داخلی چیست؟

یکی به دلیل نداشتن شغل است، افراد مهاجرت می‌کنند که شغل پیدا کنند. به‌طور طبیعی بخش دیگر مهاجرت داخلی برای تبعیت از خانوار است، یعنی یکی از اعضای خانواده برای شغل به شهری دیگر مهاجرت کرده، بقیه اعضای خانواده هم به‌دنبال آن مهاجرت می‌کنند.

آسیبی که از افزایش مهاجرت داخلی به جامعه می‌رسد، چیست؟

در مبدا تمام سرمایه‌ها مانند سرمایه اجتماعی، مالی و … از دست می‌رود، بنابراین در مبدا ما با تخریب سرمایه‌ها مواجه هستیم. در شهر‌های مقصد با تراکم مواجه می‌شویم، این تراکم هم سبب تخریب و بی‌سامانی نظام اجتماعی در مقصد می‌شود.

fararu.com منبع خبر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا